امروز برابر است با :2 اسفند 1402

یونس خان

یونس خان حاکم شهر بانه، مرد قانون و شرع بود.

یونس خان حاکم شهر بانه، مرد قانون و شرع بود.

به دلیل اینکه بانه بین بابان و اردلان قرار گرفته بود، دچار تخریب و حملات متعددی می شد، در جریان جنگ میان سلیم پاشای بابان و حسنعلی خان اردلان، حسنعلی خان که محمد علی سلطان را باعث نفرت مردم علیه خود می دید چشمان محمد علی سلطان را از حدقه بیرون آورد. بعد از محمد علی سلطان حاکمان زیادی حکومت کردند تا اخرین حاکم اختیارالدینی؛ حکومت در دست اختیار الدینی‌ها بوده است.

  • پایان حکمرانی اختیارالدینی ها

حکومت اختیار دینی ها به مدت بیش از 13 قرن ادامه داشت. آخرین حاکم اختیار الدینی، کریم خان بوده است. کریم خان مردی دادگر و آگاه به امور حکمرانی بود و دستی در ادبیات و شعر هم داشت. مجموعه اشعار کریم خان در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگاهداری می شود. در اواخر دوره ی حکومت کریم خان؛ بیماری طاعون تلفات سنگینی بر شهر به بار آورد در تاریخ 1872 میلادی، کریم خان به مرگ ناگهانی درگذشت. افراد سرشناس اختیارالدینی ها بعد از به حکومت رسیدن یونس خان، بانه را ترک کردند و به تهران و سنندج و اصفهان مهاجرت نمودند. و از آنجایی که “منور السلطنه” خواهر فتاح سلطان به عقد ازدواج ظل السلطان پسر ناطرالدین شاه درآمده بود، در پایتخت به آنها پست های حساسی دادند.

  • حکومت یونس خان

یونس بگ پسراحمد بگ پسر حسین بگ پسر سلیمان بگ (این سلیمان بگ با سلیمان بیگ بن میرزا بیگ حاکم یکی نیست: قابل توجه بانه‌ای ها) حاکم شد و به فرمان حاکم سنندج حکومت به او واگذار گردید و او را یونس خان نامید. یونس خان که قول صداقت و خدمتگذاری را به مردم داده بود، به وعده هایش جامه عمل پوشاند و خدمتهای بزرگی به شهر بانه کرد.

یونس خان به ترویج علوم دینی در شهر و روستا پرداخت، ایشان با تعمیرکردن مساجد و آموزش علوم دینی، مردم را بیشتر آگاه ساخت. در دوره حکومت یونس خان، دانشمندانی چون: سید محمد کاژاوی، ملا محمد خطیب، قاضی محمد سلیم و حاجی ملا سلام و سید علی درگا شیخانی مدرس علوم دینی بودند.

شاعر نامدار کُرد شیخ رضا طالبانی، یونس خان را این چنین وصف می کند:

من در این مملکت روم که بادا ویران                                           خوار و بدنام شدم، همچو عمر در ایران

نه به ایران بودم جای اقامت نه به روم                                          گشته ام زیر فلک همچو فلک سرگردان

شیخم و نیست مرا جای بر او تکیه کنم                                        نکنم تکیه مگر بر کرم یونس خان

ما به خدمت نرسیدیم ولی می شنویم                                          قهرمانی است در آن ناحیه کردستان

یونس خان مرد قانون و شرع بود، به شدت با دزدی و راهزنی و گران فروشی مخالفت می‌کرد. چنانکه دست دو نفر را بخاطر دزدی قطع کرده است. در زمان حکومت ایشان چنان کسب و کار در شهر بانه رونق گرفت که همه بازرگانان از شهرهای همدان و تبریز و موصل و کرکوک و سلیمانیه و بغداد برای تجارت می آمدند و برای خرید توتون، مازو، پوست اقدام می کردند. آوازه ی دادخواهی و عدالتگری یونس خان در همه جا پیچیده بود و تجار و بازرگانان در کمال امنیت و با آرامش خاطر تجارت و کسب وکار می کردند. اما طمع تخت و حکمرانی کاری کرد که بعد از مدتی یونس خان به دست برادرزاده اش فتاح بگ به قتل رسید و بانه در اختیار محمدخان پسر یونس خان قرار گرفت.

  • پذیرش تابعیت مردم بانه از سوی دولت عثمانی

بعد از کشته شدن یونس خان آسایش و امنیت از شهر رفت. درگیری و جنگ بین بگ زاده ها برسر حاکمیت بر شهر، دست به دست شدن حاکمیت شهر از این بگ به آن بگ، باعث شد مردم شریف خود چاره ای بیندیشند. در سال ۱۳۲۰ هجری قمری گروهی از کدخدایان عازم سلیمانیه شدند و از دولت ترکیه عثمانی خواستند که تابعیت مردم را بپذیرد. دولت ترکیه نیز که منتظر چنین فرصتی بود، سریعا نسبت به اعزام نیرو به شهر، اقدام کرد. این وضع نگرانی مقامات ایران را دوچندان نمود. ناصرالدین شاه که همه ی این ناآرامی های منطقه از سیاست نادرست وی ناشی می شد، که در سال ۱۲۸۴ هجری قمری فرهاد میرزا (عمویش) را حاکم کردستان کرد و حکمرانی اردلان را خاتمه داد. فرهاد میرزا با زورگویی و طمع مال اندوزی شیرازه ی نظم کردستان را از هم گسیخت، به شدت نگران بود و این نگرانی در نامه نگاریهایش به چشم می خورد.

  • سوء استفاده از حس دینداری مردم بانه در جنگ جهانی اول(1918-1914)

چنانکه می دانیم در جنگ جهانی اول، دولتهای متفق (روسیه، انگلیس، فرانسه، آمریکا، ایتالیا، ژاپن، صربستان، رومانی، یونان، بلژیک، پرتغال) و دولت متحد(آلمان، ترکیه، اتریش، هنگری، بلغارستان) بر علیه یکدیگر قیام کردند.

جالب اینجاست که ترکیه به نام اسلام و جهاد اسلامی از حس دینداری مردم کردستان سوء استفاده کرد و مردم کردستان را به جنگ با روسیه ترغیب می‌کرد. دولت ترکیه برای دخالت دادن مردم در جنگ، نامه هایی به رؤسای عشایر و علمای دینی کرد نوشت و در آن نامه وانمود کرد که اروپا برای تجاوز و تحدی به دین اسلام وارد جنگ شده است و ما باید از دین دفاع کنیم. اینگونه بود که فتواهایی در این مورد صادر شد و مردم به خیال شهید شدن در راه اسلام به جنگ علیه روسیه رفتند.

مردم وقتی فهمیدند که متحدان دولت ترکیه هیچکدام مسلمان نیستند، از جنگ کناره گیری کردند. و کاملا بصورت مخفیانه به روس‌ها بیطرفی خود را اعلام نمودند. پس از آگاهی دولت ترکیه از این موضوع، دستگیری و اعدام کردن حاکمان شهرهای کردستان و مرز نشین از سوی دولت عثمانی شروع شد. محمد خان پسر یونس خان نیز از جمله ی آنها بود که به دست دولت ترکیه به قتل رسید. پس از شهادت محمد خان، دوره ی حکمرانی افراد محلی به پایان رسید.

در جریان جنگ جهانی اول، ارتش آلمانی که با دولت عثمانی متحد بودند، مدتی در شهر حضور داشتند و به ضرب سکه پرداختند و از گفته ها این چنین استنباط می شود که رفتارشان با مردم درست بوده است.

  • پایان دوره ی حکمرانی افراد محلی

سرهنگ محمود خان در سال ۱۳۴۰ هجری قمری به عنوان فرمانده شهر انتخاب گردید. در این میان بیگ زاده ها برای به دست گرفتن حکومت گاهاً با دولت و گاهاً با یکدیگر مبارزه می کردند. از جمله ی آن شورشها و مبارزات، شورش محمودخان پسر فتاح خان و کشته شدنش و عملیات رشید خان بود. بعد از خاموش شدن این مبارزات در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی، حکومت شهر به دست نیروهای ارتش درآمد که مردم خاطره ی خوبی از آنها ندارند.

یونس خان بانه

عکسی از یونس خان و عزیز خان

یونس خان

عکسی از رشید مرد کُرد حاکم بانه یونس خان