امروز برابر است با :27 خرداد 1403

محمد قاضی

محمد قاضی، مترجم و نویسنده برجسته‌ی کُرد در ۱۲ مرداد ۱۲۹۲ در مهاباد به دنیا آمد.

محمد قاضی، مترجم و نویسنده برجسته‌ی کُرد در ۱۲ مرداد ۱۲۹۲ در مهاباد به دنیا آمد.

  • دوران زندگی محمد قاضی

محمد قاضی، فرزند میرزاعبدالخالق امام جمعه مهاباد در استان آذربایجان غربی ایران است. وی در کتاب سرگذشت خود به نام خاطرات یک مترجم می‌نویسد:

“پدر من ابتدا یک فرزند به نام محمد داشت که فوت کرد، سپس یک دختر داشت، آن هم فوت کرد، خداوند پسر دیگری به پدر و مادرم داد و به دلیل اینکه پدرم به نام محمد علاقه داشت نام این کودک را نیز محمد گذاشت، اما این محمد ثانی هم بعد از مدتی فوت کرد. اما پدرم دست از تلاش برنداشت و دوباره صاحب فرزند پسر دیگری شد و نام وی را نیز محمد گذاشت. این محمد ثالث من هستم و خدا رحم کرد که شهید ثالث نشدم.”

  • تحصیلات در دارالفنون

محمد قاضی در سال ۱۳۰۸ با کمک عموی خود میرزاجواد قاضی که از آلمان دیپلم حقوق گرفته بود و در وزارت دادگستری کار می‌کرد، به تهران آمد و در سال ۱۳۱۵ از دارالفنون در رشته ادبی دیپلم گرفت. در سال ۱۳۱۸ دوره‌ی دانشکده حقوق دانشگاه تهران را در رشته‌ی قضایی به پایان برد. او در طول این دوران همیشه جزو بهترین شاگردان زبان فرانسه بود. از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۰ دوره‌ی خدمت نظام را با درجه‌ی ستوان دومی در دادرسی ارتش گذراند.

محمد قاضی در مهر ۱۳۲۰ به استخدام وزارت دارایی درآمد. در سال ۱۳۵۵ از خدمت دولتی بازنشسته شد. وی از اعضای حزب توده ایران بود، و به عقاید خویش وفادار ماند.

  • یادگیری زبان فرانسه

محمد قاضی آموختن زبان فرانسه را در مهاباد نزد ادیب کُرد “گیو مکریانی” آغاز کرد. عبدالرحمن گیو که از کُردهای عراق بود حروف‌چینی و گراورسازی و صحافی و عربی و عکاسی و زبان فرانسه را در عراق آموخته بود و امیدوارانه به مهاباد بازگشته بود تا کسب‌وکاری برای خودش دست‌وپا کند. اما هیچ شاگردی نداشت!

التماس‌های معصومانه محمد قاضی در کودکی باعث شد تا دلش نرم شود و فرانسه را مجانی به محمد بیاموزد.

محمد قاضی، استاد را از زودفهمی خود به شوق آورد هر چند که اقوام و خویشان ملامتش می‌کردند که چرا زبان کافران را می‌آموزد، تعریف و تشویق‌های آقای گیو از هوش و استعداد محمد قاضی در یادگیری زبان فرانسه، این ملامت‌ها را تا حدودی خنثی می‌کرد و در همین دورانِ کوتاهِ شاگردی بود که نطفه عشقِ به ترجمه در نهادش جان گرفت.

  • آغاز فعالیت‌های ادبی محمد قاضی

از ابتدای دهه‌ی ۱۳۲۰ با ترجمه‌ی اثری کوچک از ویکتور هوگو به نام “کلود ولگرد“، نخستین قدم را در راه ترجمه برداشت و پس از آن ۱۰ سال ترجمه را کنار گذاشت. در سال ۱۳۲۹ پس از صرف یک سال‌و‌ نیم وقت برای ترجمه‌ی جزیره پنگوئن‌ها اثر آناتول فرانس، به‌زحمت توانست ناشری برای این کتاب پیدا کند، اما سه سال بعد که این اثر انتشار یافت، به دلیل شیوایی و روانی و موضوع متفاوت کتاب، آناتول فرانس از ردیف نویسندگان بی‌بازاری که کتابشان در انبار کتاب‌فروشانِ ایران خاک می‌خورد به درآمد. در این باره نجف دریابندری در روزنامه اطلاعات مطلبی با عنوان “مترجمی که آناتول فرانس را نجات داد” نوشت. در سال ۱۳۳۳ کتاب شازده کوچولو نوشته‌ی سنت اگزوپری را ترجمه کرد که بارها تجدید چاپ شد. محمد قاضی با ترجمه‌ی دوره‌ی کامل دن کیشوت اثر سروانتس در سال‌های ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۷ جایزه‌ی بهترین ترجمه‌ی سال را از دانشگاه تهران دریافت کرد.

محمد قاضی پس از بازنشستگی به فعالیت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پرداخت که حاصل این دوره ترجمه‌ی کتاب‌های “باخانمان” از هکتور مالو، ماجراجوی جوان از ژاک ژروند و زوربای یونانی از نیکوس کازانتزاکیس است.

وداع با مترجم نوین عصر قاجار

محمد قاضی در ۱۳۵۴ به بیماری سرطان حنجره دچار شد و هنگامی که برای معالجه به آلمان رفت، بیماری تارهای صوتی و نای او را گرفته بود و پس از جراحی، به‌علت از دست دادن تارهای صوتی، دیگر نمی‌توانست سخن بگوید و از دستگاهی استفاده می‌کرد که صدایی ویژه تولید می‌کرد. با این حال کار ترجمه را ادامه داد، و ترجمه‌های جدیدی از او تا آخرین سال حیاتش انتشار می‌یافت. وی ۵۰ سال ترجمه کرد و نوشت و نتیجه تلاش او ۶۸ اثر اعم از ترجمه ادبی و آثار خود او به زبان فارسی است.

  • درگذشت محمد قاضی

محمد قاضی در سحرگاه چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۷۶ در ۸۴ سالگی در تهران درگذشت. و پیکر وی را در شهر زادگاه خود مهاباد به خاک سپرده شد. در فروردین ۱۳۸۶ در کوی دانشگاه مهاباد از مجسمه محمد قاضی به بالای چهار متر ساخته‌ی هادی ضیاءالدینی پرده‌برداری شد.

  • بوستان محمد قاضی در تهران

در ۲۷ مرداد سال ۱۳۹۴، انجمن صنفی مترجمان ایران به پاس قدردانی از پنجاه سال تلاش بی‌وقفهٔ قاضی در برگرداندن ارزشمندترین آثار ادبی و داستانی ادبیات فرانسه به زبان فارسی، توانست پس از یک سال و نیم تلاش و پیگیری، موافقت شورای شهر تهران را برای تغییر نام نزدیک‌ترین بوستان به محل زندگی محمد قاضی در یکی از خیابان‌های منتهی به خیابان شریعتی در تهران، جلب کند و به این ترتیب بر اثر فرجام‌نگری انجمن صنفی مترجمان ایران نام “بوستان سهیل” به “بوستان محمد قاضی” تغییر نام یافت.

  • آثار مهم ترجمه‌ی محمد قاضی

محمد قاضی آثاری را از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه می‌کرد. همچنین چند اثر را از کُردی به فارسی برگرداند.

  • کلود ولگرد، ویکتور هوگو، ۱۳۱۷
  • سپید دندان، جک لندن، ۱۳۳۱
  • جزیره‌ی پنگوئن‌ها، آناتول فرانس، ۱۳۳۰
  • ساده‌دل، ولتر، ۱۳۳۳
  • شاهزاده و گدا، مارک تواین، ۱۳۳۳
  • نظری به طبیعت و اسرار آن، ۱۳۳۳
  • شازده کوچولو، سنت اگزوپری، ۱۳۳۳
  • آخرین روز یک محکوم، ویکتور هوگو، ۱۳۳۴
  • در آغوش خانواده، هکتور مالو، ۱۳۳۴
  • دن کیشوت، سروانتس، ۱۳۳۵
  • تاریک‌ترین زندان، ایوان اولبراخت، ۱۳۳۷
  • نیه توچکا، فئودر داستایوسکی، ۱۳۴۰
  • مادام بوواری، گوستاو فلوبر، ۱۳۴۱
  • طلا، بلز ساندرار، ۱۳۴۳
  • مهاتما گاندی، رومن رولان، ۱۳۴۳
  • دوریت کوچک، چارلز دیکنز، ۱۳۴۳
  • مادر، پرل باک، ۱۳۴۵
  • نان و شراب، ایگناتسیو سیلونه، ۱۳۴۵
  • دکتر کنوک، ژول رومن، ۱۳۴۵
  • آدم‌ها و خرچنگ‌ها، خوزوئه دو کاسترو، ۱۳۴۶
  • تپلی و چند داستان دیگر، گی دو موپاسان، ۱۳۴۶
  • درباره‌ی مفهوم انجیل‌ها، کری ولف، ۱۳۴۷
  • آزادی یا مرگ، نیکوس کازانتزاکیس، ۱۳۴۸
  • ناپلئون، ی و تارله، ۱۳۴۹
  • مسیح بازمصلوب، نیکوس کازانتزاکیس، ۱۳۴۹
  • بردگان سیاه، کایل آنستوت، ۱۳۵۱
  • ایالت نامتحد، ولادیمیر پوزنر، ۱۳۵۱
  • ماجرای یک پیشوای شهید، ایگناتسیو سیلونه، ۱۳۵۱
  • ماجراجوی جوان، ژاک سروون، ۱۳۵۲
  • سرمایه‌داری آمریکا، ماریان د بوزی، ۱۳۵۲
  • پولینا چشم و چراغ کوهپایه، آنا ماریا مائوته، ۱۳۵۳
  • فاجعه‌ی سرخ‌پوستان آمریکا، دی براون، ۱۳۵۴
  • داستان کودکی من، چارلی چاپلین، ۱۳۵۴
  • با‌خانمان، هکتور مالو، ۱۳۵۵
  • قربانی، کورتزیو مالا پارته، ۱۳۵۶
  • سگ کینه‌توز، آلبرتو واسکز فیگه‌روا، ۱۳۵۶
  • زن نانوا، مارسل پانیول، ۱۳۵۶
  • قلعه‌ی مالویل، روبر مرل، ۱۳۵۶
  • بی‌ریشه، نیکلای هایتوف، ۱۳۵۶
  • بیست کشور آمریکای اتین، مارسل نیدرگانگ، ۱۳۵۷
  • زوربای یونانی، نیکوس کازانتزاکیس، ۱۳۵۷
  • پنج قصه، هانس کریستین آندرسن، ۱۳۵۸
  • ژانی گل، ابراهیم محمد، ۱۳۵۸
  • کمون پاریس، ژلو بوفسکایا، ۱۳۵۹
  • در نبردی مشکوک، جان اشتاینبک، ۱۳۶۰
  • مادر، ماکسیم گورکی، ۱۳۶۱
  • زمین و زمان، آ. ولکوف، ۱۳۶۱
  • کلیم سامگین، ماکسیم گورکی، ۱۳۶۱
  • در زیر یوغ، ایوان وازوف، ۱۳۶۲
  • حلقه‌ی سوم، کوستاس تاکسیس، ۱۳۶۳
  • عروج، جرزی کوزینسکس، ۱۳۶۳
  • کرد و کردستان، واسیلی نیکیتین، ۱۳۶۳
  • دکامرون، جووانی بوکاچیو، ۱۳۶۵
  • تاریخ ارمنستان، پاسدر ماجیان، ۱۳۶۶
  • پسرک روزنامه‌فروش، اچ. دی. نیک، ۱۳۶۶
  • آلاخون والاخون، ایوان وازوف، ۱۳۶۸
  • تلماک، فرانسوا دو سالینیاک دو لاموت فنان، ۱۳۶۸
  • صلاح‌الدین ایوبی، آلبر شاندور، ۱۳۶۹
  • سقوط پاریس، ایلیا ارنبورگ، ۱۳۶۹
  • کورش کبیر، آلبر شاندور، ۱۳۷۱
  • غروب فرشتگان، پاسکال چاکماکیان
  • سفر به آرمانشهر، اتین کابه
  • سمرقند، امین معلوف
  • خاطرات یک مترجم

یکی از کتاب‌هایی که به نام محمد قاضی منتشر شده است،‌ خاطرات یک مترجم است که در آن در مورد زندگی شخصی محمد قاضی اطلاعات بیشتری به دست خواهید آورد.

محمد قاضی

عکسی از محمد قاضی، پدر ترجمه ایران

محمد قاضی

عکسی از مجسمه محمد قاضی در مهاباد

محمد قاضی

کتاب دٌن کیشوت ترجمه محمد قاضی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.