امروز برابر است با :27 خرداد 1403

عبدالرحمن شرفکندی

عبدالرحمن شرفکندی، شاعر، نویسنده، مترجم، فرهنگ‌ نویس کُرد در سال ۲۵ فروردین ۱۳۰۰ در مهاباد به دنیا آمد.

عبدالرحمن شرفکندی، شاعر، نویسنده، مترجم، فرهنگ‌ نویس کُرد در سال ۲۵ فروردین ۱۳۰۰ در مهاباد به دنیا آمد.

  • زندگی نامه

عبدالرحمن شرفکندی، شاعر، نویسنده، مترجم، فرهنگ‌ نویس، واژه‌ شناس، محقق، اسلام‌ شناس، مفسر، فرهنگ‌ نویس و عکاس کُرد ایرانی بود. عبدالرحمن 2 ساله بود که دامان محبت مادرش را از دست داد و از همان اوان کودکی، سختی و تلخی زندگی را تجربه کرد. پدر عبدالرحمن شرفکندی به این دلیل که شخصی مذهبی بود و علاقه‌ای که به عبدالرحمان سیوطی داشت، نام او را “عبدالرحمان” گذاشت. وی فرزند ملا محمد بور بود. برخی از منابع، همانند کتاب ساوجبلاغ مکری – مهاباد در آیینه اسناد تاریخی، محل تولد شرفکندی را روستای شرفکند بوکان ذکر کرده‌اند.

  • دوران کودکی و نوجوانی

دوران کودکی و نوجوانی را در حوزه‌های دینی و علمی در زادگاهش سپری کرد و در اوایل جوانی به‌همراه خانواده‌اش به روستای طَرَغه، از توابع شهرستان”بوکان” اقامت گزیدند. عبدالرحمن شرفکندی مدتی نزد سیدمحمد، که طلبهٔ جوانی بود، فرهنگ لغات عربی، معلقات سبع و لامیّةالعجم طغرایی اصفهانی را فرا گفت و با اشعار نالی، شاعر کُرد، آشنا شد. در مسجد بازار مهاباد، نزد ملاحسین مجدی (قصیدهٔ بانَتْ سُعاد کعب بن زهیر و لامیةالعرب ابن الوردی) را آموخت. سپس به خانقاه شیخ برهان بازگشت و تا هفده‌سالگی برای فراگیری دانش به اکثر روستاها و شهرهای حوالی بوکان سفر کرد. او از آنجایی که به شعر علاقه داشت، دیوان شاعران زیادی را خواند و اشعار فراوانی از حفظ داشت.

  • مرگ پدر

با مرگ پدر عبدالرحمن شرفکندی در سال ۱۳۱۷ خورشیدی، عهده‌دار مسئولیت خانواده شد. تحصیل را رها کرد، به کسب‌وکار روی آورد و به شهر بوکان نقل مکان کرد. مدتی در ادارهٔ دخانیاتِ بوکان به کار پرداخت. از آنجاکه اهل شعر بود، در آن ایام به سرودن شعر روی آورد و اشعار انتقادیِ طنزی در باب مسائل غیراخلاقیِ رایج در ادارات آن زمان سرود. عبدالرحمن شرفکندی در شعر، “هژار” (به‌معنی بینوا، بیچاره، ندار) را به‌عنوان تخلص برای خود برگزید. نخستین دیوان اشعارش را با نام آلکوک در ۱۳۲۵ خورشیدی در تبریز منتشر کرد.

هژار، به‌دلیل مسائل سیاسی، مدت دو ماه در شهر سقز به زندان افتاد، ولی هنگام انتقال به مهاباد، گریخت و به عراق رفت. در آنجا به‌علت کار زیاد سخت بیمار شد و به بیمارستانی در جبل لبنان انتقال یافت. و مدت دو سال در جبل لبنان به مطالعه پرداخت و اطلاعات خود را در زمینهٔ زبان و ادبیات عرب تکمیل کرد. با بازگشت به عراق، به عضویت مجمع علمی آن کشور درآمد و به مطالعه و تحقیق پرداخت و برخی اشعار و مقالاتش را منتشر کرد. هژار 3 سال نیز در سوریه اقامت گزید و عاقبت، بعد از 17سال، به ایران بازگشت و در عظیمیهٔ کرج اقامت گزید.

  • بازگشت به ایران

با بازگشت به ایران، بهرام فره‌وشی در دانشگاه تهران، ترجمهٔ کتاب قانون در طب، تألیف ابن سینا را از عربی به فارسی به استاد  پیشنهاد داد. در ازای دستمزد مختصری، و با ترجمهٔ اولین کتاب از این اثر، در محافل علمی و ادبی راه پیدا کرد و به عضویت فرهنگستان زبان ایران درآمد. و با تلاش سخت و خستگی‌ناپذیر، بیشتر ساعات شبانه‌روز را به تحقیق و تألیف و ترجمه مشغول بود و در سایهٔ این کار، آثاری را در زمینه‌های مختلف علمی و ادبی و فرهنگی نوشت، که از آن جمله‌اند: شرح دیوان اشعار شیخ احمد جزیری (معروف به ملای جزیری)، ترجمهٔ دورهٔ کامل کتاب قانون ابن سینا در هفت جلد، گردآوری هَه‌نبانَه بۆرینَه (فرهنگ جامع لغات کردی به کردی و فارسی)، زندگی‌نامهٔ خود نوشتش با عنوان جێشتی مجێور (به‌معنی “شلم‌شوربا”)، و بالاخره ترجمهٔ کامل قرآن به زبان کُردی مرکزی.

 

  • درگذشت

هژار، سرانجام بر اثر بیماری در روز پنج‌شنبه دوم اسفندماه ۱۳۶۹ در تهران درگذشت. پیکر او را به مهاباد منتقل کردند و در حالی‌که شهر در ماتم نشسته‌ بود و جمعیت انبوهی از دور و نزدیک برای وداع با وی گرد آمده‌بودند، با تجلیل بسیار، که حتی مسعود بارزانی، رئیس وقت اقلیم کردستان عراق نیز حضور داشت، تا گورستان بداق سلطان برده شد و در کنار هیمن و ملا غفور دباغی (از مشاهیر کُرد) به خاک سپرده شد.

 

عبدالرحمن شرفکندی(هژار)

عکسی از عبدالرحمان شرفکندی چهره ماندگار کُرد

عبدالرحمن شرفکندی

عکسی از خانواده شاعر کُرد عبدالرحمن شرفکندی

عبدالرحمن شرفکندی

عکسی از نویسنده و شاعر کُرد عبدالرحمن شرفکندی

2 یک پینگ

  1. پینگ بک: رسول کریمی - دانشنامه اینترنتی بانه تی وی

  2. پینگ بک: سید محمدطاهر سیدزاده هاشمی - دانشنامه اینترنتی بانه تی وی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.