امروز برابر است با :2 اسفند 1402

حدود و وسعت شهرستان بانه در سال 1345

شهرستان بانه منطقه ای کوهستانی جنگلی جز استان کردستان و از شهرهای مرزی بین ایران و عراق است.

شهرستان بانه منطقه ای کوهستانی جنگلی جز استان کردستان و از شهرهای مرزی بین ایران و عراق است.

  • حدود و وسعت شهرستان بانه

شهرستان بانه منطقه ای کوهستانی جنگلی جز استان کردستان از طرف شمال محدود است به خط الرأس ارتفاعات بین شهرستان بانه و “گه ورک” سقز و مهاباد. از طرف جنوب به خط الرأس ارتفاعات بین بانه و دره “شلیر” در کردستان عراق. خط الرأس مذکور مرز ایران و عراق محسوب می گردد.

“شلیر” یک پیش آمدگی است از خاک عراق بین بانه و مریوان (مطابق تجدید حدود زمانی که عراق جز عثمانی بوده) تقریبا به طول 45 کلیومتر و به عرض های نیم تا 35 کیلو متر، و از لحاظ مرز بندی کاملا غیر طبیعی و خارج از اصول تحدید حدود است، چه ارتباط نزدیک میان آبادی های ایران را قطع نمود، مثلا برای رفتن بانه به مریوان، چون نمی توان از ناحیه “شلیر” گذشت ناچار باید آن را دور زد و در نتیجه راه دو چندان شود.

از سوی مشرق به خط الرأس بین دهستان “سرشیو” و “میره ده” سقز از طرف مغرب به دهستان “سیوه یل” و ” آلان” در کردستان عراق (آلان و بانه را رودخانه “چومان” از هم جدا می نماید) و بخش سردشت از شهرستان مهاباد (قسمتی از رودخانه “کلو” یعنی زاب کوچک حد طبیعی بین بانه و سردشت محسوب می گردد).

  • وضع طبیعی

شهرستان بانه محصور به کوههای مرتفعی است که دور تا دور آن را احاطه نموده، ورود و خروج از آن مستلزم عبور از گردنه های مرتفع می باشد در قسمت باختر از ارتفاعات کاسته میشود.

طول جعرافیایی بانه از نصف النهار گرینویچ 45 درجه و 53 دقیقه و عرض آن از خط استوا 35 درجه و 59 دقیقه می باشد. و مساحت آن طبق نشریه جلد یکصد و بیست و دوم مرکز آمار ایران در اردیبهشت 1347 شمسی، 794 کیلومتر مربع بر آورد شده است.

  • رودخانه

کلیه رودخانه های بانه از ارتفاعات خاور سرچشمه گرفته، به طرف باختر جاری شده و به عراق داخل میشود و آنها از این قرارند:

1-   رودخانه “بلوار سلیمان بگ” که از کوهای ننور و خوری آباد سرچشمه می گیرد.

2-   رودخانه “بویین” از کوه “قهرچ دابانسورین و پشت دوسینه سرچشمه می گیرد.

3-   رودخانه شهر “بانه” که سر چشمه آن “که لی خان” است.

4-   رودخانه “نمشیر” که از کوهای پشت “نجنه“و”منیجلان” سرچشمه میگیرد.

5- رودخانه “شوی” که از کوه پشت آبادی “ساوان” سرچشمه می گیرد.

رودخانه های بلوار سلیمان بیگ و بویین در جنوب شرقی قریه “کارستم” به هم محلق می گردند و چون به نزدیکی ده “نیروان” رسیدند، به همان نام خوانده می شوند. رودخانه بانه و شوی، در قریه “زربنه” به هم می پیوندند و چون به حوالی ده “تاژه بان” می رسند به همان نام خوانده می شود. از اختلاط دو رود نیروان و تاژبان نزدیک ده “موچهرود چومان به وجود می آید. این رود همان طور که گفته می شد، قسمتی از مرز ایران و عراق را تشکیل می دهد. رودخانه نمشیر به رود کلو به فتح کاف میریزد. باید دانست که سر چشمه “کلو” گردنه میدان در شرق مهاباد است که 2364 متر ارتفاع دارد. دو رودخانه چومان و کلو در دهستان آلان کردستان عراق، نزدیک آبادی‌های گرگاشه و شانخسه، با یکدیگر تشکیل رود بزرگی را می دهندکه به دجله می ریزد.

  • آب و هوا

بانه زمستان سرد و تابستان معتدل دارد. اختلاف هوا از 20 درجه زیر صفر تا 36 درجه بالای صفر است.

بارندگی از نیمه دوم پاییز شروع می شود و تا دو ماه بهار به طور متناوب ادامه می یابد این بارندگی ها از ابر هایی ایجاد می شودند که از دریایی مدیترانه به سوی غرب ایران به حرکت در می آیند. مقدار بارندگی در سال 1967 میلادی به این شرح بوده :

دسامبر

 24

نوامبر

 74

اکتبر

 7/8

سپتامبر

 0

اوت

 0

ژوئیه

 0

ژوئن

 0

مه

   85

آوریل

 61

مارس

 79

فوریه

 118

ژانویه

 145

جمعا 921/7 میلیمتر.

  • باد

مهمترین بادهائیکه در تغییر و دگرگونی هوای بانه تاثیر دارند یکی شمال، “فتح شین” که خاستگاه آن دریای مدیترانه است و از جنوب به شمال می ورزد. دیگری “بارش” یا زریان است که جریان از شمال شرقی است و از سیبری از روسیه می ورزد.

وزش باد شمال مطبوع است و در تابستان باعث خنکی هوا است و دهقانان برای “شن” از آن استفاده می نمایند. این باد برای زراعت سودمند است. ولی “بارش” برای بدن ناسازگار است. در زمستان موجب سردی هر چه بیشتر هوا می شود و در تابستان موجب گرمی آب‌ها خواهد بود. برای توتون وصیفی کاری زیان آور است ولی برای “گزو” نافع است.

  • مشخصات خاک

متأسفانه تا اکنون به طریق علمی از خاک بانه آزمایش به عمل نیامده و تحقیقات لازم انجام نگرفته، ولی آنچه معلوم است خاک آن بسیار سست و در مقابل سرما و رطوبت کم مقاومت است. به همین علت ساختمان ها و بنا های آن دیر پا نیستند. اگر کوه های آن مستور از جنگل نمی بود ارتفاعات به واسطه شسته شدن خاک استعداد کشاورزی را از دست می دادند و جز سنگلاخ اثری از آنها باقی نمی نماند.

  • منابع زیر زمینی

در مورد منابع زیر زمین هم تا جای که نگارنده اطلاع دارد تحقیقاتی نشده، فقط در چند کیلو متری غرب شهر بانه در ده “سالوک ژورویک چشمه آب معدنی وجود دارد که “گراوه” نامیده می شود و برای بیماری های جلدی و مفصلی بسیار سودمند است.

  • جنگل

تمامی ارتفاعات بانه پوشیده از جنگل طبیعی است که به جنگل های سردشت و مریوان می پیوندد. درختان جنگلی عبارت از : مازو، برو (بلوط)، قزوان یا داره بن (ون یا بن)، گویژ (زالزالک)، کیویله (گلابی وحشی)، بلالوک (آلبالوی وحشی)، بناو، که وت، گزچار، گردو و بادام کوهی.

درخت مازو به طور طبیعی و بی دخالت دست بشر، نه نوع ثمر دارد. از این قرار: 1- مازو 2- خرنوک 3- بلوط  4- دموکه (کشمش کاولیان) 5- سیچکه 6- گزگل (قلقاف) 7-تسکل 8- قشقه 9- گزو (گزانگبین).

از ثمرات نه گانه به جز بلوط و دموکه و گزو، در دباغی استفاده می شود ولی گز مصرف خوراکی و طبی دارد و یکی از مال التجارده های عمده بانه به شمار می رود و آن شیره ای است که بیشتر در اواخر بهار و گاهی در اوایل پاییز بر روی برگ درخت مازو می نشیند و به قول نویسنده تاریخ مردوخ : گوئی آیه وآنزلنا علیکم المن و السلوی خطاب به قوم بنی اسرائیل شامل حال مردم بانه هم می شود. علت پیدایش گزو را بر برگ درخت در اثر مگس مخصوص می دانند که مانند زنبور عسل برای ساختن عسل در ایجاد گزو موثر است.

طرز به دست آوردن گزو چنین است: وقتی به صورت شیره چسبناکی روی برگها نمایان می شود شاخه های درخت را قطع کرده، در مقابل آفتاب قرار می دهند تا برگ ها خشک و شکننده شوند. آنگاه آنها را روی گلیم یا چیزی مشابه آن انباشته، با چوب دستی می کوبند، در نتیجه گزو به صورت بلورهایی از برگ جدا می شود. سپس برگ های کوبیده شده را که با گزو مخلوط است، غربال و اللک تا گزو از خرده برگ ها جدا شود. آنگاه گزو را که به صورت آرد در می آمده در کیسه یا مشک و ظروف دیگر می ریزند. گاهی برگ درختان آغشته به گزو را در ظرف های پر آب می شویند و پس از جوشانیدن، از آن شیره گزو میسازند.

بنیشت (سقز) هم که در صنعت و تهیه آدامس و پزشکی قابل استفاده است، از دختان داره بن یا قزوان (ون) به دست می آید.  از برگ درختان مازو و برو (بلوط) برای تعلیف گوسفند و بز در زمستان استفاده میشود.

قبل از ملی شدن جنگل ها، عده ای سود جو بی رحمانه برای تهیه هیزم و ذغال و صدور آن به سقز در امحاء و نابودی جنگل می کوشنیدند، که اگر عملیات مزبور به همان شدت ادامه پیدا می کرد، امکان داشت پس از چند سال دیگر کوه های بانه لخت و عور بمانند و در نتیجه آب و هوا و اقتصاد محل، به کلی دچار اختلال گردد.

  • گیاهان و گل ها

غیر از جنگل در بانه گیاهان معطر و طبی و صمغی فراوان است. گوینی (گون) که از آن کتیرا به دست می آید به مقدار زیادی در ارتفاعات یافت می شود.

هر سال گروهی از اطراف یزد و کرمان برای تهیه کتیرا به بانه آمده و در حدود چهار ماه از اوایل تابستان تا یک ماه پاییز، در کوه ها و ارتفاعات به کار ادامه می دهند.

قبل از ملی شدن منابع طبیعی، برای این کار از مالکین اجازه می گرفتند ولی اکنون آن را از دولت اجازه می نمایند و نیز از پیاز گیاهی خوشبو، به نام سعلم (ثعلب) در ساختن بستنی و شیرینی استفاده می شود. نعناع، گل ختمی، بنفشه، گل گاو زبان، لاله، سوسن و نیز گیاهانی از قبیل ریواس، قارچ، و تره کوهی و نیز سیر کوهی به مقدار زیاد یافت می شود.

منظره از جنگل طبیعی بعد از چیدن درختان توسط دهنشینان

  • حیوانات و جانوران

بز و گوسفند کوهی، دله، که پوست آن قدیمی است، سموره، روباه، خرگوش، گرگ، خرس، سگ آبی و گراز در بانه وجود دارد. ژاک دومرگان که در روز های 21 و 22 اکتبر 1890 با هیات علمی فرانسه از بانه دیدن کرده، از وجود آهو در بانه خبرداده است. پرندگانه وحشی در بانه عبارت از: عقاب، شاهین، اردک، لک لک، هدهد (شانه به سر) و یا به اصطلاح کردی “په پوسلمانکه“، کبک و کرکس.

شکراله سنندجی، در تاریخ کردستان موسوم به تحفه ناصری که در سال 1319 ه.ق نوشته می گوید: در این بلوک (بانه) صید باز می شود و باز کردستان و گرفتن آن، منحصر به همین بلوک است.

اخیرا بر اثر شکار بی رویه، نسل بسیاری از حیوانات و جانوران و پرندگان وحشی این شهرستان، در شرف نابودی قرار گرفته است. چنانچه برای حمایت از آنها در این شهرستان چاره اندیشی نشود در سالهای آتی جز نامی از آنها باقی نخواهد.

  • کشاورزی ودامداری

کشاورزی و دامپروری بانه، درخور اهمیت چندانی نیست. در این شهرستان کشت گندم، جو، ارزن، دیمیله (نوعی ارزان درشت) نخود، عدس، ماش، توتون و نباتات صیفی معمول است. غلات آن برای مصرف داخلی کافی نیست. کمبود گندم مصرفی اهالی از سقز و کرمان و گاهی از عراق جبران میشود.

توتون و نخود فرآورده های جنگلی هم یکی از منابع در آمد اهالی به شمار می رود. نخود بیشتر به آذربایجان صادر می شود. توتون آن بسیار مرغوب است تا آغاز جنگ اول جهانی همیشه عده ای بازرگان ارمنی، همدانی، زنجانی، و سایر شهر های، آذربایجان در بانه اقامت داشته و به خرید و فروش فرآورده های جنگلی و پوست خیوانات مشغول بوده اند.

نگهداری گاو و گوسفند و بز و اسب و الاغ و قاطر بسیار رایج است. تعلیف اصلی گوسفند و بز، همچنین که اشاره شد، در زمستان از برگ درخت مازو و بلوط است که در تابستان ضمن قطع شاخه درخت روی هم انباشته و در زمستان گله را برای چرا از برگ های خشک شده به جنگل می برند. در زمستان چوپانی بیشتر به طریق انفرادی انجام می گیرد، یعنی هر کس گله مربوط به خانه خود را جداگانه به چرا می برد. لبنیات و سایر فرآورده های دامی بیشتر در خارج از شهرستان به مصرف می رسد.

از پشم بزمرز” (یک نوع لباس کردی) می سازند و همچنین جانماز ظریف از آن بافته می شود.

خاک بانه برای کشت برنج گردهرسمی یا آشی” استعداد دارد. مخصوصا در دهستان شوی و نمشیر. ترب و سیب زمینی و چغندر و ته ماته (گوجه فرنگی) و بادمجان و کدو هم به عمل می آید. ولی برای کشت خربزه مناسب نیست. آبیاری در بانه با استفاده از آب رودخانه و چشمه انجام می گیرد. به علت سستی خاک و ریزش آن قنات کمتر وجود دارد. اما کندن چاه و استفاده از تلمبه بسیار مقرون به صرفه است چون از حیث منابع آب زیر زمینی، شهرستان بانه بسیار غنی است.

مرغداری رونقی ندارد و آن هم بیشتر به سبب وجود بیماری های جدیدی است که هر ساله در میان مرغان شایع می شود و خسارت زیادی به مرغداران می رساند. از جمله بیماری های جدید “نیو کاسل” می باشد که با مرغ های وارداتی از آمریکا به ایران راه می یافت.

دهقانی سالخورده

دهقانی سالخورده

یک زن روستائی به هنگام دوشیدن بز

زن روستائی به هنگام دوشیدن بز

 

 

 

 

 

  • صنایع وکارهای دستی

دربانه غیر از بافتن شال برای لباس، بافتن جانماز، جاجیم، گلیم، کلاشنوعی گیوهجوراب پشمی، ساختن عرقچین و پستک “و نیم تنه ای بیا آستین “، نمدمالی لباده سازی معمول است.

تا چند سال پس از جنگ بین المللی اول، صنعت تفتگ سازی بسیار متداول بوده و استاد کاران ماهری چون بلال و استاد عبدالله “عبه ره ش” در تفنگ سازی بسیار مهارت داشته و هر کدام دارای کارگاه بوداند. افراد دیگری هم در دهات به ساختن سلاح اشتغال داشته اند.

قبل از سلاح آشتین، ساختن خنجر، شمشمیر و سپر رایج بوده، وجود بقایایی کوره های مخروبه در بعضی جاها، این ادعا را تاکید می کند.

نویسنده کتاب تحفه ناصری در اثر خود می نویسند: “در سقز و بانه کسانی هستند که تفنگ های ته پر مثل مارتین می سازند که فشنگ و رندل می خورند و خیلی در این کار مهارت دارند و تفنگ های خوش قطع و پاکیزه می سازند و به تفاوت نیک و بد از دوازده تومان الی هفده تومان می فروشند و به این واسطه غالب اهالی و سکنه این دو بلوک دارای تفنگ ته پر می باشند”.

ساچمه زن تفنگ شکارچی ساخت بانه

ساچمه زن تفنگ شکارچی ساخت بانه

خنجر و تالان غلاف

خنجر و تالان غلاف

 

 

 

 

 

دررژیم گذشته “پادشاهی” مبتکرین را به جای تشویق و استفاده از ایشان در مراکز صنعتی مورد تعقیب و مجازات قرار می دادند.

در حال حاضر هم جوان صنعتگری به نام علی عباسیان در بانه زندگی می کند که استعداد و ذوق فراوانی برخوردار است. وی تا اکنون موفق به ساختن نوعی هلیکوپتیر و دستگاه تراشکاری و جرثقیل به خصوص شده که تحسین و اعجاب اهل فن را برانگیخته است.

لنگه کوانه که دهنشینان برای احتراز از فرو رفتن دربرف به پا می بندند

لنگه کوانه که دهنشینان برای احتراز از فرو رفتن دربرف به پا می بندند

تخت یک جفت کلاش که هنوز رویه اش یافت نشده

تخت یک جفت کلاش که هنوز رویه اش یافت نشده

یک لنگه کلاش

یک لنگه کلاش

 

 

 

 

  • نژاد و زبان

مردم بانه از تیره کُرد و نژاد آریا هستند. زبان آنها کُردی “سورانی” می باشد و همان زبانی است که ساکنین سلیمانیه در کردستان عراق و ساکنان کردستان ایران (سقز، مهاباد، مریوان و سنندج ) با آن صحبت می کنند و تنها کمی در لهجه با سنندج و مهاباد اختلاف دارد.

  • دین و مذهب

مردم بانه مسلمان و اهل سنت و جماعت و پیرو مذهب شافعی هستند.

دربانه یک اقلیت یهودی وجود داشته که تعدادشان بالغ بر چهل خانوار می شد. آنها بعد از اعلام استقلال اسرائیل در سال 1948 میلادی و تقسیم فلسطین، در سال 1327 شمسی به فکر مهاجرت به فلسطین افتاده اند و در اواخر بهار 1328 خورشیدی به کلی بانه را ترک و به فلسطین مهاجرت کردند. همزمان با مهاجرت یهودیان بانه، یهودیان سردشت، سقز، بوکان و مریوان و قسمتی از یهودیان سنندج و مهاباد نیز مهاجرت کردند.

یهودیان بانه با وجود قرنها سکونت در بانه هنوز زبان و دین و آداب و رسوم مخصوص به خود را خفظ کرده بوند. علت پا فشاری آنها در حفظ دین و زبان بیشتر تضییقات و سختگیری های بود که پاره مسلمان متعصب علیه ایشان اعمال می کردند آنها بیشتر به زرگری و بازرگانی اشتغال داشتند.

سکونت یهودیان در بانه، از سال 136 میلادی به بعد شروع شد. در سال هفتاد میلادی تحت رهبری داعی مسیح موسوم به “بارکوشباس BAR-COCHEBASشورشی ضد دولت روم به عمل آمد که در یکصد و سی و شش میلادی با ناکامی به پایان رسید، در نتیجه بیت المقدس ویران گردید و یهودیان در اطراف جهان پراکنده شدند.

نویسنده : محمدرئوف توکلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.