امروز برابر است با :27 خرداد 1403

جمعیت و تشکیلات اداری و اجتماعی شهر بانه در سال 1345

شهر بانه در مغرب استان کردستان قرار دارد. مرکز این شهرستان، شهر بانه است.

شهر بانه در مغرب استان کردستان قرار دارد. مرکز این شهرستان، شهر بانه است.

  • جمعیت و تشکیلات اداری و اجتماعی شهر بانه در سال 1345

شهر بانه در غرب استان کردستان قرار گرفته است. مرکز شهرستان بانه، شهر بانه است. طبق سرشماری مرکز بهداشت بانه که در سال 1350 خورشیدی به عمل آمده، جمعیت آن 14962 نفر بوده و رشد جمعیت در سال 3 درصد برآورده شده که تا سال 1352 جمعیت شهر بانه از مرز 15000 نفر گذشته بود. اضافه می نماید که جمعیت شهر به علت مهاجرت روستائیان بعد از انقلاب در نتیجه ی جنگ و نا امنی از 25000 نفر تجاوز نموده است.

از نظر سطح فکر اهالی شهر بانه در درجات بالا قرار دارند و این وضع با در نظر گرفتن دور افتادگی این شهر بسیار قابل توجه است. پنجم تیر1337 دکتر منوچهر اقبال نخست وزیر وقت به همراهی هئیت دولت، ضمن سفر به کردستان بانه آمد و طبق تصویب نامه ای در محل بانه را به فرمانداری تبدیل نمود.

در بانه ادارات دولتی اعم از آموزش و پرورش، فرمانداری، دخانیات، ثبت، دادگاه بخش، جنگلبانی، کشاورزی، شهربانی، ژاندارمری، گمرک، دارائی، پست، مخابرات، ارشاد اسلامی، (فرهنگ و هنر سابقآمار و ثبت احوال و بانک کشاورزی، ملی، سپه، صادرات و یک بیمارستان 25 تختخوابی به نام صلاح الدین ایوبی که در سال 1343 افتتاح گردیده و دو درمانگاه و دو دفتر خانه اسناد رسمی درجه یک و یک کتابخانه عمومی وجود دارد. دو کتاب و نوشت افزار فروشی وجود دارد که مطبوعات هم می فروشند. در سال 1362 برق بانه به شبکه سراسری پیوسته است.

  • محلات قدیمی و بزرگ شهر

به استثنایی محلات جدیدی که اخیرا در نتیجه توسعه شهر به وجود آمدند محلات قدیمی آن از این قرار است :

  1. گرک ژورو (محله بالا) در شرق
  2. گرک خوارو (محله پایین) در غرب
  3.  گرک (برقلات) در شمال شرقی
  4. گرک السعادت آباد درحاشیه جنوبی رودخانه
  5.  گرک ئه وبر در جنوب.
  • مساجد
  1.  مسجد جامع، مخصوص نماز جمعه، که امامت آن به طور ارثی تا پیروزی انقلاب با حاج ملا علی خطیبی بود اضافه می نماید که نماز جمعه چون دیگر مناطق سنی مذهب از صدرالسلام تا اکنون در بانه برگزار می شود.
  2.  مسجد ضمیه ی جامع به پیشنمازی ملا محمود محمدی بلکه
  3.  مسجد قاضی که منسوب به اجداد نگارنده است به پیشنمازی ملا سید جلال عزیزی توکلی
  4. مسجد یوسف آغا به پیشنمازی ملا قادر لطفی قبلا “ملا سید جلال حسینی” که پدرش هم در مسجد مزبور سمت پیشنمازی را داشت پیشنماز آنجا بود که اکنون متواری است.
  5. مسجد ملا کریم به پیشنمازی ملا کریم رسولی (وجه تسمیه مسجد مذکور ربطی به پیشنماز فعلی ندارد)
  6. مسجد سید رضا به پیشنمازی ملا رشید
  7. مسجد ابراهیم آغا به پیشنمازی ملا جلال الدین شیخ الاسلامی که پیشنمازی وی هم مورثی است.
  8. مسجد حاج ویسی به پیشنمازی حاج شیخ کاکه حمه سمیعی
  9. مسجد سید به پیشنمازی ملا عبداله حامی فرزند شیخ ملا علی شویی
  10. مسجد خان به پیشنمازی ملا شیخ عزالدین حسینی سرقولی
  11. مسجد سادات آباد به پیشنمازی شیخ عبدالرحمن
  12. مسجد شیخ فرج
  13. مسجد خدری به پیشنمازی ملا سید محمد
  14. مسجد بختاری به پیشنمازی ملا سید صالح سمیعی
  15. مسجد توکلی به پیشنمازی ملا سید محمود معروفی
  16. مسجد حاج مصطفی نویدی به پیشنمازی ملا قادر عباسی
  17. مسجدی ساخته شده وسیله خاج مصطفی توانا به پیشنمازی ملا محمد امین برده رشی
  18. مسجدی به پیشنماز حاج ملا محمد حیدری و چهار مسجد دیگر. درتمام دهات هم مسجد وجود دارد. سابق در بیشتر مساجد شهر و دهات بانه علوم دینی، صرف و نحو عربی، فلسفه و مناطق و اصول تدریس می شود ولی متاسفانه در حال حاضر شماره ی کسانی که تدریس دروس مذبور را در شهر و دهات عهده دار باشند از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کند.
    مسجد جامع بانه

    نمایی از مسجد جامع بانه

    منظره ای از شهر بانه

 

 

 

 

 

در شهر بانه پنچ باب حمام لوله کوشی شده موجود است. آب لوله کشی شهر از چشمه احمد آباد و پیرمراد در جنوب شرقی شهر تامین می شود. آب مزبور دارای مقدار زیادی گچ و آهک می باشد. به همین علت بیماری کلیه بسیار شایع است. چشمه های هم در شهر وجود دارد که اهم آنها عبارت از “کانی میر” “کانی داود” “کانی گلان” “کانی سید شاطر” ولی متاسفانه به علت عدم تنقیه و مواظب از آنها رو به ویرانی و نهاده و ممکن است تا چند سال دیگری اثری از آنها باقی نماند.

صاحب کتاب تحفه ناصری از آب چشمه های بانه تعریف کرده می گوید: “آب و هوای بانه مخصوصا قصبه اش بسیار خوب است. خوراک اهالی قصبه اتصالا گوشت بز و میش است، و به واسطه آب آنجا ابدا ضرری از آن نمی بینند. غریب و بومی در بانه خوراک زیاد می خورند و آبش قوه تحلیل غذا دارد و هر طبع کم خوراک و بی قوه باشد اقلا در بانه روزی سه دفعه غذا می خورد و هیچ مضرتی هم نخواهد دید.”

  • قلعه ها

در ادوار گذشته پیش از اختراع سلاح آتشین، در نقاط مختلف برای دفاع در برابر تجاوز بیگانگان قلاعی وجود داشته به هنگام ضرورت در آنها متحصن می شده و از خود دفاع می نموده. مشهورترین از این قرارند :

  1. قلعهسیاومه” در دهستان “دشته تال
  2. قلعهنمشیر” که در جوار ده مزبور واقع است
  3. قلعهبروژه” که شهر فعلی بانه آن را در برگرفته و به هنگام استیلای عثمانی ها در جنگ اول مورد استفاده آنها قرار بود است و نام “قشله” را بر آن نهادند
  4. قلعهکیورو” در مجاورت ده کیوه رو در دهستان آلوت
  5. قلعهشوی” در شمال آبادی مزبور
  6. قلعهآرمرده” در دهستان پشت آربابا
  7. قلعه “کیله” نزدیک ده کیله
  8. قلعهبویین” میان آبادی بویین و “چیچیوران” از علائم و آثار موجود چنین بر می آید که میان بویین و چیچوران شهری وجود داشته ولی چون کاوشی علمی در آن نداشته اطلاعاتی در این زمینه در دست نیست. قلعه های دیگری نیز وجود دارند اما چون شهرت چندانی ندارند ذکر آنها ضروری نمی نماید.
  • آثار باستانی

در بانه به علت سستی خاک، آثار تاریخی و باستانی خیلی کمی بر جا مانده، زیرا خاک آن در مقابل بردوت و رطوبت بسیار کم مقاومت است. ولی در خرابه ها و قلاع مخروبه و جاهای دیگر ظروف سفالی و وسایل سنگی و مسکوکات مربوط به قبل از اسلام بسیار یافت می شود. از همه جالب تر خمره های است که در دهستان پشت آربابا مخصوصا آبادی های آرمرده و توکل و تاژان از دل خاک بیرون می آورند که بیشتر محتوای استخوان انسان و مهره های است. چنین می نماید که پیش از اسلام مرده ها را در آنها قرار می داده و دفن می کرده اند.

چند سال پیش از انقلاب ضمن کشیدن جاده بانه به سردشت نزدیک ده “زیویه” به مقدار اشیا عتیقه برخورد شده بود، که توسط ماموران ناباب حیف و میل شد. در گورستان نمشیر سنگ های نقاشی شده ای وجود دارد که تصور می رود مربوط به پیش از اسلام باشد. همچنین در گورستان “نمشیر” بر روی سنگ مزاری با خط نستعلیق چنین نوشته “هذا اقبر المرحوم المغفور خضربن موسی بی میرزا محمد افضل سنه 129 هجری” عده ای بر آنند که چون در قرن هجری هنوز خط نستعلیق وجود نداشته شاید تاریخ مزبور 1029هجری باشدکه معمولا برای هزار، نقطه نمی گذاشتند.

سنگ مزار در گورستان نمشیر به نظر می رسد که مربوط به پیش از اسلام باشد

 

  • تاریخچه آموزش جدید

تا سال 1308خورشیدی، آموزش به همان شیوه قدیمی در مساجد و مکتب خانه ها انجام می گرفت. اما از آن سال یک باب دبستان 6 کلاسه به شیوه نو دایره شد ولی مردم به تصویر این که مدرسه جدید باعث انحراف و بی دینی افراد می شود و از فرستادن فرزندان خودداری می کردند. تا اینکه با فشار و اجبار مامورین انتظامی گروهی از بچه ها به دبستان راه یافتند و چون متوجه شدند که برنامه درسی مدرسه علاوه بر باسواد کردن افراد، بر اساس مبانی دینی هم استوار است، کم کم با مدرسه و گردانندگان آن از در آشتی در آمدند. دبستان مزبور که “پهلوی” نام داشت در سال 1320 در اثر خالی بودن و بی توجی به آن خراب شد و تیره های چوبی آن توسط افراد عشایر مهاجم وابسته به محمد رشید خان و دیگر بیگزاد ها برای سوخت بخاری ها مورد استفاده قرار گرفت.

در سال 1312 یک باب دبستان دخترانه 6 کلاسه هم تاسیس گردید و به نام فارابی نامیده شد که آن هم در سال 1320 به حال تعطیل در آمد. نخستین کسانی که در اوائل تاسیس دبستان در بانه به خدمت فرهنگ در آمدند حاج ملا صلاح احمدی و ملاعبد الرحمن مولودی بودند. ملاعبدالرحمن پس از چند سالی از کار کناره گرفت، اما ملاصالح پیش از سی پنچ سال به خدمت آموزگاری ادامه داد. در سال های اخیر مدرسه ای را احمد نامیدند، اما بعد از انقلاب نامش عوض گردید.

  • وضع آموزش و پرورش

طبق آماری که در سال 1352 از آموزش و پرورش بانه اخذ گردید تعداد مدارس و دانش آموزان بانه به شرح زیر بود :

  • یک باب دبیرستان 6 کلاسه دبیرستان پسرانه رشته طبیعی و ریاضی با 297 نفر شاگرد دوره اول و 218 نفر دوره دوم و 13 نفر کارمند آموزش و دفتری.
  • یک باب دبیرستان دخترانه با 70 نفر دانش آموز دوره اول و 13 نفر دوره دوم و یک کادر آموزش 6 نفری.
  • یک باب مدرسه راهنمایی پسرانه با 267 نفر دانش آموز و 10 نفر کارمند مرد.
  • یک باب مدرسه راهنمایی دخترانه با 112 نفر دانش آموز و 4 نفر کارمند مرد و دو نفر زن.
  • 3 باب دبستان 5 کلاسه پسران با 1134 نفر دانش آموز.
  • 2 باب دبستان 5 کلاسه دختران با 659 نفر دانش آموز .
  • 37 مدرسه عادی روستا با 619 نفر دانش آموز پسر و 131 دختر.
  • 50 باب مدرسه سپاهی دانش با 795 نفر دانش آموز مختلط.

تعداد معلمان روستا 15 مرد و 31 زن می باشد.میزان درصد قبولی دانش آموزان در کنکور از دیگر از دیگر شهرستان های کردستان بیشتره بوده است.

  • طب سنتی

تا چند سال بعد از جنگ جهانی اول (1918-1914 م) در بانه از پزشک دانشگاه دیده که با علم جدید پزشکی آشنایی داشته باشد خبری نبود. در خلال اشغال بانه قبل از جنگ جهانی اول توسط عثمانی ها که شرح آن خواهد آمد، همراه ارتش آنها پزشکی بودند که گاهگاهی مردم به آن مراجعه می کردند.

در اینجا این سوال پیش می آید که اگر از دکتر و داروی جدید خبری نبوده پس بیماران و مجروحان بچه نحوه معالجه ومداوم شده اند؟ برای جواب به این سوال باید از دو خانواده نام برد که اباعن جد علم پزشکی و جراحی سنتی را از گذشته گان خود آموخته و بکار طبابت اشتغال داشته اند. البته نظر چنان طبابتی در دیگر نقاط کردنشین نیز وجود داشته، اما طرز کار پزشکان محلی یا به اصطلاحی دیگر “حکیمان” در بانه دارای ویژگی های است که به طور خلاصه آنها توضیح داده می شود.

این دو خانواده عبارت بووده اند از : حکیمان سبدلو و خانوادی مولوی.

ده سبدلو مرکز دهستان سبدلو، تقریبا در یک فرسخ و نیمی از شمال شرقی شهر بانه واقع است. ساکنان این ده که اکثر با هم نسبت خویشاوندی دارند در قسمت جراحی و شکسته بندی دارای اطلاعات و تجارب زیادی هستند و این مدعا مورد تاکید عده ای زیادی از پزشکان قرار گرفته است. بسیار اتفاق افتاده که زخمیان ومصدومانی را که در بیمارستان تهران و تبریز معالجه نشده بودند توسط حکیمان سبدلو علاج شده اند. این است که از اقصی نقاط کردستان و بسیاری از مناطق غرب ایران که با حذاقت ایشان آشنایی دارند به آنها مراجعه می کنند.

حکیمان سبدلو جراحات و زخمها را بیشتر با گیاهان و مواد طبیعی التیام می بخشند. برای زخم های تازه و عمیق معجونی را که خود “ماجوم” می گویند به صورت فتیله در آورند و و در زخم جای می دهند و سپس با گرد های که از همه رایج تر گردی سبز رنگ است و از برگ گیاه تهیه می نماید زخم را مداوم پانسمان می کنند. وسایل هم دارند که برای در آورند استخوان از لای زخم و گلوله، از آنها استفاده می کنند. نیشتر را برای باز کردن کردن غده ها و کورک زخم های چرکی به کار می برند.

در شناختن انواع زخم ها و علل پیدایش آنها و نیز بیماری های جلدی اطلاعات بسیاری دارند. در شکسته بندی هم تا حد زیادی وارد هستند و بیشتر بدون عکسبرداری تشخیص می دهند که استخوان شکسته یا ترک برداشته است.

 

حکیمان سبدلو از افشای راز طبابت خود دیگران را آگاه نمی کنند به پسرانشان رمز داروی هر زخمی را می آموزند اما از یاد دادآن به دختران خودداری می کنند، زیرا بیم آن دارند که دختران پس از ازدواج، اسرار پزشکی آنها را در اختیار شوهر آنشان قرارداده و در نتیجه نحوه طبابت مزبور از خصوصی به همگانی تبدیل می شود. اما به دخترانی که از خانواده های غیر، به عقد ازدواج در می آورند یاد می دهند، چون آن را از آن خود می دانند.

می گویند اسرار ورموز این گونه طبابت یک نفر هندی که در قرن سیزدهم هجری برای یافتن گیاهی به بانه آمده و در سبدلوحاجی عبداله” نام از اجداد سبدلوئیها او را به محلی که گیاه مورد نظر وی قرار داشته راهنمایی کرده، به پاس زحمات حاج عبدالله به او آمیخته و به عقیده اهل عرفان “حاج کاک احمد شیخ” مقیم سلیمانیه عراق فرزند شیخ معروف از فقها و عرفان های مشهور کرد و از سادات برزنجه برای حاج عبدالله دعا کرده و از مجاز نموده که از راه طبابت به مردم خدمت نماید. نگارنده در صحت و سقم شایعات مذکور اصراری ندارد ولی آنچه محل انکار نیست همانا آگاهی حذاقت آنها در جراحی و شکسته بندی است. به پاس خدمات ایشان، حکام اختیار الدینی و بعد از آنها یونس خان و محمد خان پسرش، آبادی سبدلو را به آنها بخشیده که در آن به کشت وزرع بپردازند.

خانواده مولوی در معالجه امراض داخلی تخصص داشته اند. از آنها مشهورتر حاجی مولوی بوده که قبل از جنگ جهانی اول می زیسته است. آنها علاوبر امراض داخلی به معالجه بیماری چشم می پرداخته اند. باز مانده آنها در بانه حاج ملاعبدالرحمن مولوی است که در بخش مربوط به فرهنگ از او نام برده شده.

ولی نه او و نه فرزدانش هیچکدام حالیه در کار طبابت دخالت نمی کنند. عده ای از افراد خانواده مولوی، به مهاباد کوچ نموده اند، گویا یکی از آنها در آنجا داروخانه دارد. دکتر علی مولوی در تهران و برادرش در مهاباد به کار پزشکی اشتغال دارند.

در دامنه کوه “بابوس” مزرعه به نام “باره وران” توسط حکام محلی به خانواده مولوی واگذار شده، که حالیه هم قسمتی از آن مورد استفاده خاج ملاعبدالرحمان مولوی می باشد.

نویسنده : محمدرئوف توکلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.